تبلیغات
مجنون الحسین - مثنوی زیبای غدیر خم


























مجنون الحسین

رهسپاریم با ولایت تا شهادت



به غدیر چشمه ی « وحی در شأن علی بود كه نازل گردید»
همیشه جاری
صبح بوده ست و چنان قافله در آرامش
آسمان در هیجان ... قافله در آرامش
كاروان مرحله در مرحله می رفت آرام
غافل از عرش رها و یله می رفت آرام
كاروان بود و زمین در تب و آتش می سوخت
چشم ابلیس در آن خواب مشوّش می سوخت
آن چنان بود كه خورشید عطش می بارید
ذكر تسبیح ز پهنای لبش می بارید
كاروان تازه رسیده ست به منزلگاهش
آسمان بود و خدا بود و رسول ا... ا ش
ناگهان آیه ی « اكملت لكم » نازل شد
راز بعثت همه در سال دهم نازل شد
وحی نازل شد و آن بركه به جوش آمدباز
عرش با شوق ملائك به خروش آمد باز
ماه در خمره به جوش آمد و كامل گردید
وحی در شأن علی بود كه نازل گردید
جبرئیل آمده خندان لب و ساغر در دست
تا كه ساغر بنهد ساقی كوثر در دست
همه از خمّ ولایت شده نوشا نوشش
باده بگرفت چنان حضرت حیدر در دست
بر جهاز شتران ماه درخشان پیداست ؟!
یا كه خورشید نهاده ست پیمبر در دست ؟!
دور این قافله انبوه ملائك دارند
از زمرّ د همه آئینه مكرّر در دست
دست در دست خدا برد یقینا" وقتی
كه گرفته ست نبی دست برادر در دست
عده ای گرم تماشا و گروهی خندان
قومی از جنّ و بشر خامه و دفتر در دست
همه گفتند به یكباره و یكسر : تبریك
ای یدا... زمین ، ساقی كوثر تبریك


نوشته شده در یکشنبه 28 مهر 1392ساعت 12:09 ق.ظ توسط علی فاضلی| نظرات ()
طبقه بندی: فرهنگی 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin