تبلیغات
مجنون الحسین - تشرف آیت الله مرعشی نجفی به محضر حضرت ولی عصر(عج)


























مجنون الحسین

رهسپاریم با ولایت تا شهادت

در نجف اشرف شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیه الله الاعظم داشتم با خود
عهد كردم كه چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم به این نیت كه جمال اقاصاحب الزمان را زیارت و به این فوز بزرگ نائل شوم تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیك مسجد سهله خندقی بود هنگامی كه به انجا رسیدم بر اثر تاریكی شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزدها , ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم كه بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید.
 
برگشتم به عقب سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم نزدیك من امد و با زبان فصیح گفت:" ای سید! سلام علیكم" ترس و وحشت به كلی از وجودم رفت و اطمینان وسكون نفس پیدا كردم و تعجب اور بود كه چگونه این شخص در تاریكی شدید متوجه سیادت من شد و در ان حال من از این مطلب غافل بودم.
 
به هر حال سخن می گفتیم و می رفتیم از من سوال كرد:" كجا قصد داری؟ " گفتم

مسجد سهله فرمود به چه جهت گفتم به قصد تشرف زیارت ولی عصر. مقداری كه رفتیم به مسجد زیدبن صوحان كه مسجد كوچكی نزدیك مسجد سهله بود رسیدیم داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی كه سید خواند كه كان با او دیوار و سنگها ان دعا را می خواندند احساس انقلابی عجیب در خود نمودم كه از وصف ان عاجزم. بعداز دعا سید فرمود:" سید تو گرسنه ای چه خوبست شام بخوری"....

 بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


پس سفره ای را كه زیر عباد داشت بیرون اورده و در ان مثل این كه سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. كان تازه از باغ جیده و ان وقت چله زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم كه این اقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان
از كجا اورده؟ طبق دستور اقا شام خوردم. سپس فرمود:" بلند شو تا به مسجد سهله برویم" داخل مسجد شدیم اقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت
ان حضرت انجام وظیفه می كردم. و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به اقا اقتداكردم و متوجه نبودم كه این اقا كیست. بعد از ان اعمال تمام شد ان بزرگوار فرمود:" ای سید ایا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد كوفه می روی یا در همین جا می مانی؟" گفتم می مانم. در وسط مسجد در مقام امام صادق نشستیم به سید گفتم : ایا جای یا قهوه یا دخانیات میل دارید اماده كنم؟ در جواب كلام جامعی را فرمود:" این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم" این كلام در اعمال وجودم اثر گذاشت به نحوی كه هر گاه یادم می اید اركان وجودم می لرزد. به هرحال مجلس نزدیك دو ساعت طول كشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد كه به بعض انها اشاره می كنم :

1- در رابطه با استخاره سخن به میان امد سید عرب فرمود:" ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می كنی؟" گفتم: سه مرتبه صلوات می فرستم و سه مرتبه می گویم " استخیر الله برحمته خیره فی عافیه" پس قبضه ای از تسبیح را گرفته می شمارم اگر دو تا ماند بد است و اگر یكی ماند خوب است." فرمود:" برای این استخاره , باقیمانده ای است كه به شما نرسیده و ان این است كه هر گاه یكی باقیماند فورا حكم به خوبی استخاره نكنید ; بلكه توقف كنید و دوباره بر ترك عمل استخاره كنید اگر زوج امد كشف می شود كه استخاره ائل خوب است اما اگر یكی امد كشف می شود كه استخاره اول میانه است." به حصل قواعد علمیه می بایست دلیل بخواهم و اقا جواب دهد به جای دقیق و باریكی رسیدیم پس به مجرد این قول تسلیم و منقاد شدم. و  درعین حال متوجه نیستم كه این اقا كیست. 
2- از جمله مطالب در این جلسه تاكید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود: بعد از نماز صبح سوره یس, بعد از نماز ظهر سوره عم, بعداز نماز عصر سوره نوح , بعد از نماز مغرب سوره الواقعه و بعد از نماز عشاءسوره ملك.
 
3- دیگر این كه تاكید فرمودند بر دو ركعت نماز بین مغرب و عشاء كه در ركعت اول بعد از حمد هر سوره ای خواستی می خوانی و در ركعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می خوانی و فرمود: كفایت می كند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب , چنان كه گذشت.
 
4- تاكید فرمود كه: " بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوان:
 
" اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشه الصدر و وسوسه الشیطان برحمتك یا ارحم الراحمین "  
5- و دیگر تاكید بر خواندن این دعا بعد از ذكر ركوع در نمازهای یومیه خصوصاركعت اخر. " اللهم صل علی محمد و ال محمد و ترحم علی عجزنا و اغثنا بحقهم".
 6- در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود:" تمام ان مطابق با واقع است مگر كمی از مسائل ان". 
7- تاكید بر خواندن قران و هدیه كردن ثواب ان برای شیعیانی كه وارثی ندارند یا دارند و لكن یادی از انها نمی كنند.
 
8- تحت الحنك را زیر حنك دور دادن و سر ان را در عمامه قرار دادن. چنانكه علمای عرب به همین نحو عمل می كنند و فرمود: در شرع این چنین رسیده است. 
9- تاكید بر زیارت سیدالشهدا.
 
10- دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را از خدمتگزاران شرع.

11-پرسیدم:" نمی دانم ایا عاقبت كارم خیر است و ایا من نزد صاحب شرع مقدس روسفیدم؟". فرمود:" عاقبت تو خیر و سعیت مشكور و روسفیدی". گفتم:" نمی دانم ایا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟". فرمود:" تمام انها از تو راضی اند و درباره ات دعا می كنند". استدعای دعا كردم برای خودم كه موفق باشم برای تالیف و تصنیف. دعا فرموند. در این جا مطالب دیگری است كه مجال تفضیل و بیان ان نیست.
 
پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتی, امدم نزد حوض كه در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسید چه شبی بود و این سید عرب كیست كه این همه با فضیلت است؟ شاید همان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنی خطر كرد , مضطرب برگشتم و ان اقا را ندیدم و كسی هم در مسجد نبود. یقین  پیداكردم كه اقا را زیارت كردم و غافل بودم , مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف  مسجد گردش می كردم , تا صبح شد چون عاشقی كه بعد از وصال مبتلا به هجران شود.
این بود اجمالی از تفصیل كه هر وقت ان شب یادم می اید , بهت زده می شوم.

 
نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر 1391ساعت 10:47 ب.ظ توسط علی فاضلی| نظرات ()
طبقه بندی: مذهبی 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin